خرید بک لینک
صبا گو آن امیر کاروان رامراعاتی کند این ناتوان را ره دور است و تاریک است و باریک به دوشم میکشم بار گران را ببیند این دل افسرده ام را ببیند این رخ چون زعفران را ببیند سر به سر غم روی غم را ببیند دم به دم اشک روان را مراعاتی کند شاید که بینم جمال

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:47

خدایا منو به خاطر اینکه همیشه حاضر بودی برام و من غایب بودم ببخشاز اینکه همیشه و همه جا و همه وقت گوش بودی برای شنیدن حرفام ولی من دنبال غیر تو بودم که بشنون منو منو به خاطر بی وفایی هام ببخش به خاطر ندیدنت ... نخواستنت منو به خاطر رفتن هام ببخش از

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:47

به سختی دست به کمر گرفتم و دوباره بلند شدمنمیدانم تو دوباره کی آغاز شدی؟ ولی وقتی پلک گشودم لبخند به لب داشتی دوباره آغاز شده بودی با اینکه بی آغازی پایانم را دیدی وقتی نقطه پایانی سطر رو گذاشتم و سر خط نرفتم آتشینه هایم را شنیدی و دم نزدی یک لحظه

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:47

میخواهم خواب دره ها و دلتنگی بنفشه ها راقاب بگیرم و بر دیوار اتاقم بزنم میخواهم در دیوان حافظ به دنبال گیسوان تو بگردم میخواهم روزی که سنگها حتی شاعر میشوند تو را لب پنجره صدا کتم لب هایم همیشه از نام ابی تو تر و تازه اند چرا به ایوان خانه من نمی

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:47

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامبه خاطرات بارانی من خوش اومدیدلطفا از آرشیو سایت حتما دیدن کنیدمایلم نظرتون رو بدونمواسه نظر دادن از کسانی نباشید کهزیر پست اول نظر میزارن و نخونده میرنتازه نظرشون هم هیچ ربطی به اون پست نداره...ممنون

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:47

صفحه بندی